وقتي دلي به دلهره تبعيد مي شود
وقتي كه سنگ پردهً خورشيد مي شود
وقتي كه كوه خندهً مضحك به تيشه زد
سرو از نگاه خشك علف بيد مي شود
وقتي دلي شكستهً تقدير مي شود
وقتي زمين ز چرخش خود سير مي شود
موشي شكار گندم ما جار مي زند
گر به به پشتوانهً سگ شير مي شود
کج فهمی كمان به كمين زمان نشست
از قعر چاه آمد ه بر آسمان نشست
آمد هماي جنگِ جهان در جناح جغد
بر دوش جشنواره اي از احمقان نشست
اما دلیل نبض زمین آشـــــــــــــنای ماست
دستِ قیامِ بغض غریبِ صدایِ ماست
روزی خدا به غربت ما هدیه می دهد
آن دم جهان به کام دلِ ، بچه های ماست

