دادی به من از عـــاقبتی خوب نوید
دلشاد شدم از این همه عشق و امید
گفتی که کمی صبر بکن تـــــا برسد
یک حادثهً پاک و خــــــدایی و حمید
تا اینکه شرایطم شـــــــــــــود آماده
پیوند کنیم من و تو یک عـــید سعید
اما زتو یک خــــــواهش دیگر دارم
اینها نرسد به گــوش فرشید و فرید
خب چشــــــــم ، ولی نمیفهمم من!!
گفتی که تــــویی فقط به قرآن مجید
