آدم بخند ، حسرت گندم نخورده اي
شهدِ گناه ، از تَرَك خم نخورده اي
فرزند خود به دره دوزخ رسانده اي
آدم بخند ، از وطنت جُم نخورده اي
حوا كه هست ، وسوسه اش را بهانه كن
شيطان كه هست ، پشت سرش فكر خانه كن
غمگين نباش ، گناهت به پاي ماست
آسوده باش ، سيب دگر را ، نشانه كن
آدم بخند ، غربت انسان عجيب نيست
آدم بخند ، غربت ما شكل سيب نيست
گندم بخور ، نترس ، كه اينجا گناه نيست
شيطان كه هست ، غربت ما هم غريب نيست
آدم بخند ، بار دگر اشتباه كن
من را ببين ، گناه پدر را نگاه كن
آدم بخور ، كه سيبِ زميني نخواستيم
گازي بزن به سيب و زمين را تباه كن
+ نوشته شده توسط حسن جهانبخش در جمعه 13 مهر1386 و ساعت
1:11 |